جعفر شهرى باف

71

طهران قديم ( فارسى )

كبريت و شيشه‌هاى گلاب و قوطى هل ، طبق كيسه‌هاى حنا ، صابون كه صابونش مثل گنبد چند ترك وسط طبق بالا رفته يا مخروطى روى هم شده بود ، غير از ذغال و تنباكو يعنى تلخى و سياهى كه شگون نداشته زندگى عروس و داماد را تلخ و سياه مينمود ، در اين ترتيب : طبق اول آئينه چراغ بود كه اگر آئينه‌اش بزرگ بود خوابيده در يك طبق و چراغ يا لاله‌هايش در طبق ديگر بود كه در اين صورت قرآن را نيز كه در جلد مخمل يا ترمه بود وسط آئينه گذارده روى آن را گل ريخته ، نقل ميپاشيدند و در صورت دوم آئينه و چراغ و قرآن در يك طبق بود كه پيشاپيش همه حركت مينمود . چراغها شامل يك جفت پايه بلند گردسوز حباب‌دار پايه برنز يا مرمرى ، يا ( لنتر ) « 20 » پايه‌دار حباب‌دار كه در پايه‌هائى شبيه گلدان از فلز كه با اشكال مختلف و كمال زيبائى ريخته ميشد قرار گرفته از گردن وسيلهء ريسمان به حلقه ريسمان‌هاى اطراف طبق محكم ميگرديد يا پايه‌دارهاى نمره بيست و پنج « 21 » جديد سفيد ، با حباب بزرگ سفيد « 22 » ، يا يك جفت تك‌پايه ( شمعدان ) يا سه‌شاخه ، يا پنج‌شاخه ، با گلدان ( دست دلبر ) « 23 » ى پر از گل كه براى زينت وسط طبق كه روى طبق را هم مخمل يا زرى يا بغچه قلمكار كشيده بودند

--> ( 20 ) . چراغى گردسوز با لوله‌اى شكم‌دار ، در سى شمع روشنائى ، با پايه و بىپايه كه بىپايه‌هايش را طوافها روى گالهء جنس خود ميگذاشتند و دكاندارها در ركابى از وسط دكان ميآويختند . ( 21 ) . چراغهائى پايه‌دار در پايه‌ها و حباب‌ها و انبار نفت‌هائى بلور بسيار شكيل در بيست و پنج شمع نور . ( 22 ) . چراغهائى از جنس برنج با آب ورشو در بيست شمع روشنائى با پايه‌اى متحرك كه تا يك وجب بلند و كوتاه ميگرديد ، با حبابى از با رفتن سفيد مانند لگن . ( 23 ) . گلدانى مثال شيپور كه دست لطيفى آن را در خود گرفته بود ، از جنس چينى يا بلور .